رزبوک

دانلود کتاب راز حبابها

کانال تلگرام ما ما را از طریق کانال دنبال کنید.
حضرت علی (ع): کسی که خود را با کتاب آرامش دهد، هیچ آرامشی را از دست نداده است.
پنج شنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۶
دانلود کتاب صوتی راز اثر راندا برن
00:00
00:00

فرادرس

فرادرس

دانلود کتاب راز حبابها

دسته بندی : ادبیات ، رمان و داستان تاریخ : یکشنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۶

کتاب راز حبابها
کتاب راز حبابها یکی از معروف ترین و پرطرفدارترین داستانی می باشد که خانم آگاتا کریستی آن را خلق کرده است. جناب آقای بهرام افراسیابی هم زحمت ترجمه آن را به زبان فارسی کشیده اند. هم اکنون می توانید به صورت رایگان این کتاب را دریافت و مطالعه نمائید.

مشخصات کتاب

عنوان : راز حبابها

موضوع : ادبیات » رمان و داستان

نویسنده : آگاتا کریستی

مترجم : بهرام افراسیابی

ناشر : انتشارت سخن

چاپ : حیدری

نوبت چاپ : اول 1373

حروف چینی و امور فنی : آرام 837152

لیتوگرافی : گل سرخ

تیراژ : 3000 جلد

فرمت : PDF

تعداد صفحات : 247

فهرست کتاب

♦ خلاصه ای در مورد کتاب

♦ بیوگرافی خانم آگاتا کریستی

♦ شخصیت های داستان

♦ بیست و نه فصل

پیشگفتار کتاب

کتاب راز حبابها یکی از معروفترین کتاب های خانم کریستی است که بدون حضور کاراگاهش، هرکول پوارو خواننده را محصور خود می کند. شاید آگاتا کریستی می خواهد به خوانندگان یادآوری که عنوان ملکۀ جنایت تا ابد از آن اوست و …

 

داستان را ار آنجا آغاز می کنیم که آتتونی کید به عنوان کارمند یک تور سیاحتی در آفریقا مشغول کار است و توسط دوست خود جیمی ماک گراث تشویق به ماجرجویی و کنار گذاشتن شغل فعلی اش می شود …

 

جیمی ماک گراث پیشنهاد کار ماجراجویانه و پر درآمدی را به آنتونی کید می دهد که این کار با روحیۀ آنتونی که به قول خودش عاشق دردسر است جور در می آید، کنت استیل پیچ که زمانی در راس امور هرز و سلاواکی بوده در یک شب مورد حمله افراد ناشناس قرار می گیرد و جیمی به کمک او  می آید و به پاس این کمک کنت استیل پیچ قبل از مرگش خاطراتش را به او واگذار می کند و به ناشری بفروشد و مبلغ هزار لیره پول را برای خود بگیرد ولی جیمی به دنبال معدن طلا است. او این مورد را به همراه نامه های یک خانم که بدور از چشم شوهرش برای معشوقه اش می نوشته بدست می آورد و می خواهد که آن را به صاحبش برگرداند تا از او را از شر اخاذی راحت کند و نامه ها را به او بسپارد.

 

ولی یک شب از ورودش به لندن نمی گذرد که نامه را از وی می ربایند، کسی که نامه ها را می رباید درصدد اخاذی بر می آید و با ویرجیمی راول بیوۀ پولدار و زیبا و جذابی که ترس در وجودش نیست برخورد می کند و در صدد بر می آید تا او را بازیچه خود قرار می دهد، اما یک روز که منزلش می رود با جسد مردی روبرو می شود که نامه ها را می خواست به او بفروشد و با دیدن جسد به دنبال کسی برای کمک می گردد که آنتونی به عنوان روزنامه فروش خود را به ویرجیمی نزدیک می کند و به او کمک می کند ولی او اصلاً بروز نمی دهد که از جریان ناه ها مطلع است و از این به بعد مانند دوستی وارد ماجرا می شود …

 

لرد کاترهام شخصیتی که تمامی لندن از سیاستمداران تا مردم عادی او و قصر او را به نام چیمنی می شناسند و اکثر مهمانی های سیاستمداران و رجال دولتی در قصر او برگزار می شود و در بعضی از فصول سال قسمت هایی از آن به بازدید توریست ها و مردم عادی اختصاص می یابد.

 

قتلی اتفاق می افتد و مهمان های ناخوانده ای رفت و آمد می کنند مقتول کنت ابلوویچ است که مهمانی به خاطر او و برای به سلطنت رسیدنش در هرزو سلاواکی با کمک انگلستان در عوض گرفتن امتیازات نفت برگزار شده بود. ولی …

 

جورج لوماکس سیاستمدار با تجربه و با نفوذی که مهمانی چیمنی را با اصرار و خواهش از لرد کاترهام برگزار می کند و کنت ابلوویچ و شخصیت های مهم انگلستان را به آنجا دعوت می کند که نقشۀ خود را برای حکومت هرزوسلاواکی و به تخت نشاندن ابلوویچ و گرفتن امتیازات نفتی مطرح نماید. ولی با تقل ابلوویچ حوادث در چیمنی اتفاق می افتد که نقشه های او را نقش بر آب می کند.

 

سر انجام کاراگاه باتل کاراگاه زبردست و معروف اسکاتلند یارد وارد می شود تا با همراهی خوانندگان جلوی ربوده شدن کوه نور را بگیرد این داستان با فکر آگاتا کریستی به گونه ای پیش می رود که خوانندگان می پندارند که خود در کنار آن جریانات قرار گرفته اند. امید است که این داستان مورد توجه خوانندگان قرار بگیرد.

بهرام افراسیابی

مقدمه کتاب

شخصیت های داستان

آنتونی کید : شخصیتی که آرام و قرار ندارد، همه جا و همه چیز را زیر نظر دارد هر جا که سخن از ماجراجویی و دردسر باشد او حاضر به هرکاری است اما در چارچوب تفکرات خاص خودش که کمک به دیگران و دفاع از حق نمونه ای از طرز فکر او است …

 

جیمی ماک گراث : همانند دوستش آنتونی دردسر و ماجرا به دنبال اوست نه به دنبال هیجان او دنبال معدن است و اسناد و نامه هایی را که به نظرش ارزشش از معدن طلا به مراتب کمتر است به دوستش آنتونی واگذار می کند غافل از آن که …

 

ویرجینی راول: زیبا، پولدار، جذاب و در عین حال نترس و جسور. بیوه ای که زمانی در هرزوسلاواکی زندگی کرده بود، موقعی که شوهر او در سفارت کار می کرد و کم و بیش در جریان حرکت های سیاسی آنجا بود. وقتی از برگزاری میهمانی در چیمنی مطلع شد با آنکه موانعی بر سر راهش قرار دادند ولی خود را به آنجا رساند و …

 

جورج لوماکس : همۀ دردسرها و جریانات زیر سر او است این جمله ای است که لرد کاترهام در مورد او می گفت، او برای اجرای مقاصدش همه کس را به چیمنی دعوت کرد ولی محاسبات و نقشه هاش درست از آب در نیامد و بالاخره …

 

لرد کاترهام : قصر چیمنی را از برادرش به ارث برده بود او سعی می کرد از مسائل سیاسی و سیاستمداران دوری کند ولی به خاطر داشتن چیمنی و گذشتۀ برادرش این امکان پذیر نبود عاقبت هم داشتن چیمنی کار دست او داد …

 

شیفینت : دختر زیبا، جوان و دلربای لرد کاترهام که پذیرایی از میمانان و کلیۀ امورات چیمنی به عهدۀ وی بود چون می دانست پدرش حال و حوصلۀ سیاستمداران و …

 

سلطان ویکتور : دزد جواهرات که در تغییر قیافه مهارت خاصی داشت او به همراه باند معروفش رفقای پنجه قرمز خواب و خوراک را از کاراگاهان اسکاتلند یارد ربوده ولی در هیچکدام از دزدی هایش قتلی اتفاق نیفتاده بود به جز این مورد که …

 

کاراگاه باتل : اسکاتلندیارد به وجود او افتخار می کرد ولی او در نهایت خودخواهی در این ماجرا از دیگران کمک گرفت تا سلطان ویکتور کوه نور را از چیمنی ندزدند غافل از اینکه …

 

بیل اورس لایت : او فقط عاشق و شیفتۀ ویرجینی بود و همیشه از رئیس جورج لوماکس ماموری هایی را که مربوط به ویرجیمی می شد می خواست که این بار عشق او نسبت به ویرجینی کار دستش داد و …

 

کنت استیل پیچ : زمانی در راس امورد هرزوسلاواکی بود. او یک شب هنگامی ک مورد حملۀ افراد ناشناسی قرار گرفته بود توسط آنتونی کید نجات می یابد و برای قدردانی از وی خاطراتش را برای او به جای می گذارد اما …

 

کنت ابلوویچ : شخصی که برای رسیدن به سلطنت در هرزوسلاواکی بوسیلۀ لوماکس به قصر چیمنی دعوت می شود ولی …

آگاتا کریستی

درباره آگاتا کریستی : (تعداد آثار منتشر شده : 57)


آگاتا کریستی، متولد ۱۵ سپتامبر ۱۸۹۰ - درگذشته ۱۲ ژانویه ۱۹۷۶ نویسنده معروف و مشهور انگلیسی، داستانهای جنایی و ادبیات کارآگاهی بود.

کانال رسمی رزبوک
دیدگاه کاربران انتشار یافته : ۰ - در انتظار بررسی : 1
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.