رزبوک

دانلود کتاب دوازده خان هرکول

کانال تلگرام ما ما را از طریق کانال دنبال کنید.
حضرت علی (ع): کسی که خود را با کتاب آرامش دهد، هیچ آرامشی را از دست نداده است.
جمعه ۳ آذر ۱۳۹۶
دانلود کتاب صوتی جادوی طبیعت
00:00
00:00

فرادرس

دانلود کتاب دوازده خان هرکول

دسته بندی : ادبیات ، رمان و داستان تاریخ : یکشنبه ۴ تیر ۱۳۹۶

کتاب دوازده خان هرکول
داستان دوازده خان هرکول روایتگر ماموریت هایی است که هرکول پوارو (در اساطیر یونانی قهرمان خوانده می شود) می بایست برای کفاره گناه خود یعنی کشتن همسر و فرزندان انجام می داد. هر خوان بعد ها به صورت یک داستان مجزا درآمد. به عقیده یونانیان گراوری این خوان ها در کنار هم منتسب می شود به پیساندر، شاعر حماسه سرای یونانی که ۶۰۰ سال قبل از مسیح بود.

مشخصات کتاب

عنوان : دوازده خان هرکول

موضوع : ادبیات » رمان و داستان

نویسنده : آگاتا کریستی

مترجم : محمد قصاع

وضعیت ناشر : تهران، انتشارات البرز – چاپ اول، 1375

چاپ : چابخانه آسمان

ویراستار : ارمغان جزایری

لیتوگرافی : بهار

تیراژ : 2000

فرمت : PDF

تعداد صفحات : 280

این کتاب ترجمه ای است از :  THE LABOURS OF HERCULES by Agata Christie – Fontana Books, 1978

پیشگفتار کتاب

بخشی از سرآغاز کتاب

اسباب و ثاثیۀ آپارتمان هرکول پوارو، جدید و امروزی بود. همه چیز از تمیزی می درخشید. صندلی های راحتی با وجود چهار گوش بودن و نداشتن انحنا، کاملاً راحت بودند.

 

هرکول پوارو با دقت بر روی یکی از این صندلی ها نشسته بود. در مقابلش دکتر برتون بر روی صندلی دیگر لمیده بود و با لدت یکی از نوشیدنی های پوارو را مزه مزه می کرد. هیچ نظم و ترتیبی در ظاهر دکتر دیده نمی شد. او چاق و نامنظم بود و  پیشانی اش در زیر موهای سفید، بسیار قرمز به نظر می رسید، قهقهۀ خنده اش مانند صدای سوت بود و عادت داشت چیزهای اطرافش را پر از خاکستر تنباکو کند! تلاش های پوارو نیز با محاصره کردن او با جا سیگاری به نتیجه نرسیده بود.

 

دکتر برتون پرسید: «چرا هرکول؟»

«منظورتان اسم تعمید من است؟»

«این که نمی تواند اسم تعمید باشد. کاملاً غیر مسیحی و مشرکانه است. ولی چرا؟ خیلی دلم می خواد بدانم. تخیلات پدر؟ خواسته مادر؟ دلایل خانوادگی؟ اگر درست یادت باشد – اخیراً ذهنم خوب کار نمی کند – شما برادری هم به اسم آشیل داشتید. مگر نه؟»

 

ذهن پوارو به سرعت به مرور جزئیات شغل آشیل پوارو پرداخت. آیا واقعاً همه چیز واقعی بود؟

او جواب داد: فقط برای مدتی کوتاه

دکتر برتون با مهارت موضوع بحث را از آشیل پوارو منحرف کرد و گفت:

مردم باید با دقت بیشتری برای بچه هایشان اسم انتخاب کنند. من نوه دارم و می دانم چه می گویم. اسم یکی از آن ها بلانچ است در حالی که رنگ پوست و موهایش خیلی هم تیره است! دیگری دیردره است که اتفاقا دختری سرزنده و شاد و خوش خنده است. پیشنس که از همه جوانتر است تنها چیزی که ندارد صبر و حوصله است. دیانا، خوب او پانزده سال دارد و سی و شش کیلو وزن! آنها می گویند فقط اندکی چرب است. ولی به نظر من اصلاً اینجور نیست. دیانا! آن ها می خوستند اسمش را هلن بگذارند ولی من پایم را در یک کفش کردم و با اصرار مقاومت کردم. چون می دانستم چه پدر و مادری دارد! مادربزرگش هم همین طور! می خواستم آن ها را قانع کنم که اسمش را مارتا یا دورکاس یا یک اسم معقول دیگر بگذارند. اما هیچ اثری نداشت. تلاشم به هدر رفت. پدرها و مادرها، انسان های عجیبی هستند. و به آرامی شروع به خنده کرد و چوبی های صورتش لرزیدند. پوارو با نگاه پرسشگری به دکتر زل زد. داشتم به صحبتی تخیلی فکر می کردم. مادرتان با مرحومه هومز نشسته اند و لباس می دوزند و بافتنی می بافند و دائم می گویند: آشیل، هرکول، شرلوک، مایکرافت …

 

پوارو که شوخی دوستش را چندان خنده دار نمی دید، گفت فکر می کنم منظورتان این است که من از لحاظ جسمانی هیچ شباهتی با هرکول اسطوره ای ندارم؟

 

دکتر برتون با دقت ظاهر پوارو را بررسی کرد، از اندام کوچکش در لباسی گران، ژاکت سیاه و کروات کوتاه، تا کفش های چرمی و سر تخم مرغی و بالاخره سبیل بزرک و زیبایی که بر روی لب بالایی اش داشت.

 

دکتر برتون گفت: راستش، هیچ شباهتی به او نداری! فکر می کنم اصلا آثار ادبی کلاسیک را نخوانده ای!

 

حق با شما است.

افسوس. افسوس. اگر قدرت داشتم همه را وادار به مطالعه آثار کلاسیک می کردم.

پوارو شانه ای بالا انداخت و گفت: ولی بدون آن هم زندگی را گذارنده ام.

گذراندن! گدراندن! مسلئه اصلاً گدراندن زندگی نیست. این دیدگاه کاملاً اشتباه است. ادبیات کلاسیک نردبان ترقی سریع نیست و هیچ شباهتی به تحصیلات مکاتبه ای ندارد. آنچه که با ارزش است زمان کار مرد نیست، بلکه زمان استراحت و تفریح اوست. همه دچار این اشتباه می شوند. مثلاً خودت، فعلاً زندگی را می گذرانی ولی بعد می خواهی بازنشسته شوی، استراحت کنی، آرام باشی، در آن زمان با وقت آزادت چه خواهی کرد؟

 

پوارو که آمادۀ جواب بود گفت: به صورت جدی شروع به کشت کدو مسمائی می کنم.

دکتر برتون با تحیر پرسید: کدو مسمائی؟ منظورت چیه؟ آیا چیزهای سبز و چاق که مزۀ آب می دهند؟

پوارو با خوش بینی جواب داد: اوه، مسئله همین است. آن ها لزوما نباید مزۀ آب بدهند.

اوه! می دانم … آنها را با پنیر یا پیاز چرخ کرده و با سس سفید مخلوط می کنی! …

آگاتا کریستی

درباره آگاتا کریستی : (تعداد آثار منتشر شده : 57)


آگاتا کریستی، متولد ۱۵ سپتامبر ۱۸۹۰ – درگذشته ۱۲ ژانویه ۱۹۷۶ نویسنده معروف و مشهور انگلیسی، داستانهای جنایی و ادبیات کارآگاهی بود.

کانال رسمی رزبوک
دیدگاه کاربران انتشار یافته : ۰ - در انتظار بررسی : 0
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.