رزبوک

ویکتور هوگو - مرجع دانلود کتاب الکترونیکی

کانال تلگرام ما ما را از طریق کانال دنبال کنید.
حضرت علی (ع): کسی که خود را با کتاب آرامش دهد، هیچ آرامشی را از دست نداده است.
چهارشنبه ۱ آذر ۱۳۹۶
دانلود کتاب صوتی جادوی طبیعت
00:00
00:00

ویکتور هوگو

تاریخ : جمعه ۱۲ خرداد ۱۳۹۶
ویکتور هوگو

ویکتور هوگو

 

ویکتور ماری هوگو شاعر، داستان‌نویس و نمایشنامه نویس سبک رومانتیسم فرانسوی است. وی به عنوان یکی از با ارزش ترین نویسندگان فرانسوی شهرت جهانی دارد. آثارش به خیلی از اندیشه های سیاسی و هنری مرسوم در زمان خویش اشاره کرده و بازگو کننده تاریخ معاصر فرانسه است. از برجسته ترین آثارش بینوایان، گوژپشت نتردام و مردی که می‌خندد و آرزو است.

 

دوران کودکی و نوجوانی

ویکتور هوگو سومین پسر کاپیتان ژوزف لئوپولد سیگیسبو هوگو و سوفی فرانسواز تره بوشه بود. او شدیداً تحت نفوذ و تاثیر مادر قرار داشت. مادرش از شاه دوستان و از پیروان با تعصب آزادی به شیوه ولتر بود و تنها پس از مرگ مادر بود که پدرش، آن سرباز شجاع توانست ستایش و علاقه ی فرزندش را نسبت به خود برانگیزد. سال های کودکی ویکتور در کشورهای مختلف سپری شد. زمان کوتاهی در کالج نجیب زادگان در مادرید اسپانیا درس خواند و در فرانسه تحت آموزش معلم خصوصی خود پدر ریوییر، کشیش بازنشسته قرار گرفت.

 

در سال ۱۸۱۴ به فرمان پدر وارد پانسیون کوردییر شد که بخش بزرگی از تحصیلات ابتدایی را در آنجا گذراند. تکالیف مدرسه مانع از مطالعه ی آثار معاصران به خصوص شاتوبریان و نیز مانع از نگارش تصنیف های ادیبانه ی او نشد. او سرودن شعر را با ترجمه اشعار ویرژیل آغاز کرد و همراه با این اشعار، قصیده ی بلندی در وصف سیل سرود. اولین مجموعه اشعار او با نام، قصاید و دیگر اشعار در سال ۱۸۲۲ و اولین رمان او، باگ-ژارگال در سال ۱۸۲۶ منتشر شدند.

 

دوران جوانی

ویکتور هوگو در سال ۱۸۲۲ با آدل فوشر دوست دوران کودکی خود ازدواج کرد. آدل فوشر دختری سبزه روی با موهای مشکی و ابروانی کمانی بود. وی در شانزده سالگی بانویی خوش‌سیما و جذاب بود. آدل فوشر اولین عشق ویکتور هوگو بود و ویکتور او را خیلی تحسین می کرد. دوران نامزدی آدل و ویکتور را می توان به عنوان تراژدی عاشقانه توصیف کرد. ویکتور و آدل همدیگر را از بچگی می‌شناختند. دو خانواده فوشر و هوگو با هم بسیار صمیمی بودند و بچه هایشان هم با هم بزرگ شدند.

 

زندگی عاشقانه هوگو وقتی شروع شد که نوجوانی بیش نبود. او عاشق آدل، دختر همسایه شان شد. مادر ویکتور مانع عشقش بود. او معتقد بود که پسرش باید با دختری از خانواده بهتر ازدواج کند. مخالفت خانواده های این دو دلداده درباره ی ازدواجشان موجب به وجود آمدن شرایط تراژیکی شد. پدر آدل پیرفوشر در پنهان از موفقیت رو به رشد ویکتور در ادبیات شگفت زده بود ولی می ترسید که مادام هوگو، آدل را خوب و مناسب نداند در نهایت به آدل هشدار داد که ویکتور فردی مغرور، دمدمی مزاج و تن پرور است. با این وجود آن دو پنهانی با هم نامه رد و بدل می‌کردند.

 

ویکتور بدون تردید اعتقاد داشت که ارتباط آن ها به ازدواج ختم می شود و آنقدر به این مسئله مطمئن بود که زیر نامه ی اولش را گستاخانه، با نام همسر تو امضا کرد. پس از گذشت دوسال و رد و بدل شدن ۲۰۰ نامه توسط دو دلداده ویکتور و آدل با هم ازدواج کردند و صاحب پنچ فرزند شدند. هوگو، آدل را از صمیم قلب و به شدت دوست داشت، در اوایل سال های نامزدی شان زمانی مادر آدل بیرون از خانه بود، آدل بدون وقفه و به طور پنهان از مسیری تاریک می گذشت و به ملاقات ویکتور که زیر درخت شاه بلوط منتظر او بود می‌ فت مانند کوزت که پنهانی به دیدار ماریوس می رفت. ویکتور و آدل در سال ۱۸۱۹ درست زمانی که ویکتور نوزده سال و آدل شانزده سال داشت، آشکارا به یکدیگر ابراز علاقه کردند.

 

آدل اعتقاد داشت که هیچ چیز جزء دخترکی فقیر با افراد طبقه بورژوا نیست و عقیده او در این مورد کم و بیش صحیح بود. با وجود ظاهر نسبتاً خوبی که داشت ولی چیز زیادی درباره ی شخصیت او قابل بیان نیست. وی درباره ی پوشش خود نه سلیقه داشت و نه زیرکی به خرج می داد و همیشه با لباس های غیررسمی ظاهر می شد. آدل فردی سر به‌ هوا و کم هوش بود و این باعث شد که وی از لحاظ فرهنگی عقب بماند. او به نبوغ آشکار و دستاوردهای همسرش فقط به خاطر ارزش های مالی ارج می نهاد. او علاقه ی چندانی به شعر و سرایش آن نداشت. هر چند که بعدها دو تن از بزرگ ترین شاعران فرانسه به او علاقه مند شدند.

دیدگاه کاربران انتشار یافته : ۰ - در انتظار بررسی : 0
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.
نظرات بسته شده است.